دانستنی های حجاب برای موبایل
|
|
پاسخ :قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن ميگويد ميفرمايد: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند لذا، نظر كردن به زنان غير مسلمان را، بدون قصد تباهي جايز ميداند
شبههاي
كه در ذهنيت بعضي افراد هست، اين است كه خيال ميكنند حجاب براي زن
محدوديت و حصاري است كه خانواده و وابستگي به شوهر براي او ايجاد نموده
است، و بنابراين، حجاب نشانه ضعف و محدوديت زن است.
راه حلّ اين
شبهه و تبيين حجاب در بينش قرآن كريم اين است كه زن بايد كاملاً درك كند،
حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرفنظر كردم،
حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد بگويد من راضيم، حجاب زن مربوط به
خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند، حجاب زن، حقي الهي است، لذا
ميبينيد در جهان غرب و كشورهايي كه به قانون غربي مبتلا هستند اگر زن
همسرداري آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام
ميكنند، اما در اسلام اين چنين نيست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه
شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش ميباشد، همه اينها اگر رضايت بدهند،
قرآن راضي نخواهد بود، چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حقاللَّه مطرح است
و خداي سبحان زن را با سرمايه عاطفه آفريد كه معلّم رقّت باشد و پيام
عاطفه بياورد، اگر جامعهاي اين درس رقّت و عاطفه را ترك نمودند و به دنبال
غريزه و شهوت رفتند به همان فسادي مبتلا ميشوند كه در غرب ظهور كرده
است.
لذا كسي حق ندارد بگويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم، از اين
كه قرآن كريم ميگويد هر گروهي، اگر راضي هم باشند، شما حد الهي را در
برابر آلودگي اجرا كنيد، معلوم ميشود عصمت زن، حقاللَّه است و به هيچ كسي
ارتباط ندارد.
قهراً همه اعضاي خانواده و اعضاي جامعه و خصوصاً
خود زن امين امانت الهي هستند. زن به عنوان امين حقاللَّه از نظر قرآن
مطرح است يعني اين مقام را و اين حرمت و حيثيت را خداي سبحان كه حق خود
اوست، به زن داده و فرموده: اين حق مرا تو به عنوان امانت حفظ كن، آنگاه
جامعه به صورتي درميآيد كه شما در ايران ميبينيد، جهان در برابر ايران
خضوع نموده است، زيرا كه در مسأله جنگ تا آخرين لحظه، صبر نمود و كاري كه
برخلاف عاطفه و رقت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با اين كه دشمنان او از
آغاز، حمله به مناطق مسكوني، كشتار بيرحمانه بيگناهان و غير نظاميها را
مشروع نمودند.
جامعهاي كه قرآن در او حاكم است، جامعه عاطفه است و
سرّش اين است كه نيمي از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها
هستند، چه بخواهيم، چه نخواهيم، چه بدانيم و چه ندانيم اصول خانواده درس
رأفت و رقّت ميدهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل كارساز است.
فلسفه حجاب در قرآن
بنابراين
در هر بخشي و هر بعدي از ابعاد براي سير به مدارج كمال بين زن و مرد
تفاوتي نيست، منتها بايد انديشهها قرآنگونه باشد، يعني همان گونه كه قرآن
بين كمال و حجاب و انديشه و عفاف جمع نمود، ما نيز در نظام اسلامي بين
كتاب و حجاب جمع كنيم. يعني عظمت زن در اين است كه:
«أن لا يرين الرّجال ولا يراهنَّ الرّجال»[۱]
نبينند مردان نامحرم را و مردان نيز آنان را نبينند.
قرآن
كريم وقتي درباره حجاب سخن ميگويد ميفرمايد: حجاب عبارت است از احترام
گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند
لذا، نظر كردن به زنان غير مسلمان را، بدون قصد تباهي جايز ميداند و علت
آن اين است كه زنان غير مسلمان از اين حرمت بيبهرهاند.
حال اگر
كسي از تشخيص اصول ارزشي عاجز باشد، ممكن است ـ معاذاللَّه ـ حجاب را يك
بند بنداند، و حال اين كه قرآن كريم وقتي مسأله لزوم حجاب را بازگو ميكند،
علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان ميفرمايد:
(ذلك أدني أن يعرفن فلا يؤذين)[۲]
يعني براي اين كه شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نگردند. چراكه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
نتيجه بحث
مرد
و زن در آن معيارهاي اصلي همتاي هم هستند، و يك سلسله مسؤوليتهاي اجرايي
براي مرد است كه اگر انجام ندهد بايد وزر آن را تحمل كند، بنابراين نتيجه
ميگيريم كه اولاً: آن تهمتهايي كه به اسلام زده و ميگويند كه: اسلام
نيمي از جامعه را از بسياري از حقوق محروم نموده است، نارواست.
ثانياً،
اين تعصّبات و رسوم جاهلي كه از ديرباز در فرهنگ جوامع اسلامي رواج پيدا
كرده است كه زن را به عنوان مظهر ضعف و زبوني ياد ميكنند اين بايد زدوده
بشود.
ثالثاً، اگر كسي احساس ميكند كه زن نبايد از علوم و مسائل
تربيتي و مانند آن كه خدمات قابل عرضهاي به جامعه ارائه ميدهد استفاده
كند، بايد از اين اعتقاد صرفنظر كند و علاقهمند باشد زن همتاي مرد در اين
علوم و معارف بار يابد و به جامعه خدمت كند مگر آنجايي كه به طور استثنا
وظيفه مرد قرار گرفته است.
رابعاً، جمله (عاشروهنّ بالمعروف)
اختصاصي به مسائل داخل منزل ندارد، بلكه در كل جامعه هم جاري است و مسأله
پنجم اين است كه زن در مقابل مرد غير از زن در مقابل شوهر است، يعني زن در
مقابل شوهر بايد تمكين كند، اما زن در مقابل جامعه، مثل فردي از افراد
جامعه است و اين چنين نيست كه بايد اطاعت كند و در مسائل خانوادگي هم
ميبينيم كه گاهي زن قوام و قيّوم است و مرد بايد اطاعت كند، همچنانكه پسر
بايد از مادر اطاعت كند ولو در حد بالايي از تخصصهاي علمي باشد.
در
پايان گرچه هنوز شبهاتي در مسأله برابري زن و مرد قابل طرح است ليكن با
توجه به اصول كلي ياد شده و آشنايي با خطوط اصيل نظام ارزشي در اسلام و
تبيين محور سعادت و شقاوت پاسخ آنها روشن خواهد بود.
[۱] ـ بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۳۸.
[۲] ـ احزاب، ۵۹.
امیرالمومنین على (عليه السلام ) مى فرمايد: روزى به همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در قبرستان بقيع نشسته بوديم آن روز هوا سخت بارانى بود در همين حال زنى كه سواره بود از جلوى ما عبور كرد ناگهان دست آن حيوان در گودى فرو رفت و در نتيجه آن زن نقش بر زمين شد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم از ديدن اين صحنه روى گرداند و ناراحت شد.اطرافيان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عرض كردند يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آن زن پوشيده است و بر تن جامه اى دارد كه تمام بدن او را پوشانده است . حضرت در حق او دعا كرد و گفت : پروردگارا زنانى كه خود را پوشيده نگه مى دارند مشمول رحمت و غفران خود بگردان الله اغفر للمتسر ولات سپس فرمود:
اى مردم براى پوشش از جامه هايى استفاده كنيد كه اندامتان را پوشيده نگه دارد و همسرانتان را به هنگام خروج از منزل با پوشيدن آن در حفظ و امان نگه داريد.
منبع: مجموعه ورام ، ص 78.
1- امیرالمومنین على علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(5820)
2- امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد. ( المستدرک، ج5)
3- امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار میدهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمیداری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بیحساب و بیرویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر میتوانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند
4- حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو میگیری، او که تو را نمیبیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمیبیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمیبیند ولی بوی مرا که حس میکند
5- رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از حضرت جبرئیل(علیه السلام) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان میخندند) زمانی است که زن بیحجابی و بدحجابی میمیرد، و بستگان او را در قبر میگذارند و روی آن زن را با خشت و خاک میپوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان میخندند و میگویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک میکرد و به گناه میانداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را میپوشانند.
پوشش زن در اسلام به این معنا است که، زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و از جلوه گری و خودنمایی خودداری کند. بنابراین؛ لزوم حجاب از سوی اسلام در حقیقت برای حفظ کرامت زن است تا مورد بهرهبرداری هوسبازان، قرار نگیرد. درست است که حجاب، در ظاهر محدودیت زن را نشان می دهد؛ اما واقع و روح مسأله، حکایت از محدودیت کامیابی ها به محیط خانوادگی و همسران مشروع و هم چنین سلامت جامعه و حفظ آن از لجنزار فساد است.
1ـ آرامش روانی: آزادی معاشرت های بی بند و بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را زیاد می کند. از سوی دیگر، غریزه جنسی نیز غریزهای نیرومند است که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر می شود. افزون بر این، تقاضای نامحدود، خواه ناخواه انجام نشدنی است و دست نیافتن به آن ها منجر به اختلالات روحی و روانی می شود. لذا اسلام راه فساد جامعه را از سرچشمه می بندد. یعنی نگاه که اولین واسطه ارتباط زن و مرد است، باید کنترل شود. به مرد می گوید: «قل للمۆمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ...» به زن هم می گوید: «قل للمۆمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ ...» یعنی زن و مرد نباید چشم چرانی کنند و نباید به قصد لذت به هم نگاه کنند، و یک وظیفه خاص نیز برای زن دارد؛ و آن این که خود را از مردان بیگانه بپوشاند.
2ـ استحکام پیوند خانواده: اختصاص یافتن التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهر را محکم می سازد و به هر یک از طرفین این اعتماد را می دهد که او تنها کسی است که مورد عنایت و علاقه شریک زندگی خود قرار دارد. در حالی که در جوامع غربی و سیستم های آزاد؛ رقیب و مزاحم، امنیت خاطر زوجین را از بین می برد.
3ـ استواری اجتماع: ارتباط حساب نشده و بی بند و باری ها، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می کند. اسلام با فعالیت های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی زن و تحصیل او مخالف نیست. ولی با آلوده کردن محیط کار و فساد مخالف است. لذا در اجتماعی که حریم بین زن و مرد رعایت نشود، رکود فعالیت های اجتماعی و انحطاط اخلاقی خواهد بود.
4ـ ارزش و احترام زن: زن از نظر عاطفی و تأثیر پذیری، همیشه بر مرد تفوق دارد. لذا با رعایت حریم بین خود و مرد باعث حفظ ارزش و موقعیت خویش می شود. اسلام تأکید دارد که هر اندازه زن متین تر و با وقارتر باشد، احترامش افزوده می شود.
و حالا چند پرسش و پاسخ در رابطه با مسئله حجاب:
سۆال: اگر خانمی با حجاب كامل اسلامی ولی آرایش كرده و بدون داشتن قصد بد از منزل خارج شود آیا مرتكب گناه شده است یا خیر؟
جواب: خانم ها باید صورت آرایش كرده خود را از نامحرم بپوشانند و جایز نیست با این حالت در بین نامحرمان رفت و آمد نمایند. (برگرفته از كتاب مسائل جدید از دیدگاه مراجع, ج1, ص138)
سۆال: سرمه كشیدن به چشم برای زنان در صورتی كه نامحرم ببیند چه حكمی دارد؟
جواب: به نظر مشهور فقها؛ آنچه برای خانم ها زینت محسوب می شود باید از نامحرم پوشانده شود.
(جامع المسائل آیة الله فاضل لنکرانی (ره), ج1, س1707)
سۆال: آیا آرایش دختر در حد رقیق اشكالی دارد؟
جواب: اگر صدق آرایش و زینت كند باید از نامحرم بپوشاند و فرقی بین رقیق و غلیظ نیست.
(برگرفته از جامع المسائل آیة الله فاضل لنکرانی (ره), ج1, س1707)
سۆال: روغن زدن یا ژل زدن به موی سر جهت زیبایی و حالت مو چه حكمی دارد؟
جواب: ژل و روغن زدن به سر اشكالی ندارد ولی برای وضو باید محل مسح، آلوده به روغن نباشد.
آثار و پيامدهای رعايت حجاب
در خصوص آثار فردی رعايت حجاب، میتوان به احترام به شخصيت زن، به واسطه رعايت حجاب، مصونيت ارتباطات زن با مردان غريبه، حفظ اعتقادات مذهبی برای افراد، حفظ عفت زن و جلوگيری از فساد و ناهنجاری اشاره كرد، همچنين آثار اجتماعی رعايت حجاب عبارتند از: سلامت نسل جديد جامعه، پيشگيری از فساد اخلاقی، مبارزه با مظاهر بیدينی، حفظ كيان خانواده.
انواع حجاب قرآنی
1. حجاب چشم؛ خداوند در آيه 30 سوره مباركه نور میفرمايند؛ «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ؛ به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه اين براى آنان پاكيزهتر است زيرا خدا به آنچه مىكنند آگاه است.» و نيز در آيه 31 همين سوره آمده است كه «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ ...؛ و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند ...»
2. حجاب در گفتار؛ نوع ديگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است. و در آيه 32 سوره مباركه احزاب آمده است كه؛ «یَا نِسَاء النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا؛ اى همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر] نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد.»
3. حجاب رفتاری؛ نوع ديگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند كه با نشان دادن زينتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند. (سوره نور، آيه 31)
از مجموع اين مباحث، به روشنی استفاده مي شود كه مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهای مختلف آنها، مثل نحوه پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است، بنابراين، حجاب و پوشش زن، به منزله يك حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمی است كه قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.
و اما چند ريشه مرتبط با حجاب عبارتند از:
خانواده؛ اولين نهادی كه پايه حجاب در آن شكل میگيرد، خانواده است. واضح است كه اگر پدر و مادر به فرزند خود مسأله حجاب را آموزش ندهند و خود از آن غافل باشند، بنای ديوار حجاب كه از ابتدا به درستی شكل نگرفته ممكن است هيچگاه مستحكم و استوار نشود! يكی از وظايف مهم پدر و مادر به تصريح دين مبين اسلام تعليم و تربيت صحيح فرزندان و آموزش موضوع حجاب از اهم اين وظايف است.
مدرسه؛ در مدرسه دختر و پسر با گروه همسالانی مواجه میشوند كه از خانوادههای مختلف برخاستهاند و با تفكر معلمی همراه میشوند كه خود متعلق به يكی از همين خانوادهها است. بديهی است هر چه سرمايهگذاری بيشتری در خانواده بر مسأله حجاب انجام شده باشد، در مدرسه ترويج احكام اسلامی از جمله حجاب آسانتر خواهد بود. آموزش صحيح در خانواده به فرزند در مواقع رويارويی با تضادهايی در گروه همسالان نسبت به آنچه در خانه آموخته نقش بسزايی در ثبات تقيد به احكام اسلامی دارد. در اينجا يك سؤال مهم هم مطرح است و آن اينكه نقش معلم در جهتدهی صحيح به شكلگيری بنيان عقيدتی دانشآموزان چقدر است؟ آيا معلمی كه درگير مشغله فكری روزانه و معيشت زندگی خود است و به دليل نگرانی مادی مجبور است چند شيفت مختلف كار كند، فرصتی برای برنامهريزی دلسوزانه در جهت تربيت صحيح دانشآموزان و تبيين درست و صد البته هنرمندانه موضوع حجاب دارد؟!
تبليغ صحيح و تبيين درست؛ تبليغ از ريشه بلغ و به معنای رساندن كامل پيام است. اگر فرد مبلغ خود به كمال، پيام را درك نكرده باشد قطعاً در رساندن آن به توده مردم موفق نخواهد بود. در كشور ما چند نفر وجود دارند كه میتوان گفت آنان فقط در زمينه تبليغ حجاب و پاسخگويی به ابهامات در اين زمينه آموزش ديده و مشغول فعاليت هستند؟ در تبليغ موضوع حجاب، استفاده از هنر، مهر و محبت در برخوردها، تسلط بر موضوع، عدم تعصب و بسياری عوامل ديگر بايد لحاظ شود تا اثرگذاری آن به كمال نزديك شود و در مجالی ديگر بايد مفصل به اين مسأله پرداخت.
نقش صدا و سيما؛ صدا و سيمای ما كه وظيفهای همچون دانشگاه را بر عهده دارد، يقيناً نقش مؤثری در ترويج فرهنگ حجاب اسلامی دارد.
اينترنت و ماهواره؛ بسياری از خانوادههای مذهبی از نقش ماهواره و شبكههای متعدد آن در كاهش تمسك به اسلام در رفتارهای اجتماعی و زندگی فرزندانشان ابراز نگرانی میكنند؛ درحالی كه از نقش اينترنت به كلی غافلند و لازم است ضمن آشنايی با دنيای مجازی زمينه استفاده درست و سالم از اين شبكه گسترده را برای فرزندشان فراهم آورند. اينكه صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران برنامههای جذابی ندارد يا مثلاً به يك طيف خاص نمیپردازند، توجيه مناسبی برای ورود شبكههای مروج فساد به كانون خانواده نيست!
در اينجا نقش مسئولان صدا و سيما در جذب حداكثری مخاطب و برنامهريزی مدبرانه و گسترده و استفاده از مديران خوش فكر و مبتكر برای رقابت با شبكههای ماهوارهای بيشتر روشن میشود.
مراكز تخصصی پاسخگويی و آموزش؛ انبوهی از سؤالات در ذهن نوجوانان و حتی بزرگسالان در موضوع حجاب و حدود آن وجود دارد و لازم است در كشور مراكزی تخصصی برای پاسخگويی و آموزش ايجاد شود. در اين راه هرگونه غفلت سبب مراجعه فرد پرسشگر به مراكز غيرتخصصی و گاهی معاند میشود و معلوم نيست خروجی اين مراجعه چه خواهد بود؟...
برخی از مراکز پاسخگویی در این وبلاگ معرفی شده است که باید به موضوع پاسخگویی در موضوعات وبلاگ مراجعه فرمایید
آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای شما دارم یا علی مدد
به گزارش خبرگزاری اهل بیت (علیهم السلام) – ابنا – دختران محجبه آمریکایی معتقدند اگرچه محجبه بودن آنها محدودیت عمده ای را در جامعه آمریکا برایشان به بار نمی آورد، اما همواره آنها را در معرض سوء برداشت ها و تصورات غلط دیگران قرار می دهد.
سارا دختر محجبه مسلمان که در آمریکا به دنیا آمده و در حال حاضر در یک بانک کار می کند معتقد است:
حجاب در اسلام صرفا یک سمبل دینی نیست بلکه یک حکم واجب در مورد چگونگی پوشش زنان است.
وی می گوید: من یک مسلمانم و حجاب یکی از قوانین اسلامی است. بنابراین هرگز از آن دست نخواهم کشید.
او به گفته خودش همیشه در جامعه آمریکا آمادگی هر گونه سوال، نگاه متعجب و یا تصور غلطی را راجع به تکه پارچه ای که بر روی سرش می اندازد دارد.
سارا که 22 ساله است و از چهار سال پیش تا کنون حجاب اسلامی را رعایت می کند درباره اولین تجربه حضور با حجاب در جامعه آمریکا می گوید:
وقتی برای اولین بار روسری سر کردم در دبیرستانی در ایالت کالیفرنیا درس می خواندم. از آنجا که در دبیرستان ما مردمی با فرهنگ ها و ادیان متفاوت حضور داشتند در آنجا مشکلی به خاطر حجابم نداشتم. اما وقتی برای اولین بار به واشنگتن آمدم نگاه های متعجب یک زوج غیر مسلمان را خوب به خاطر دارم. اگرچه هیچ گاه به خاطر حجابم مورد حمله قرار نگرفتم اما همیشه در معرض نگاه ها، حرفها و نقطه نظرات منفی قرار داشته ام.
امینه صالح دیگر دختر محجبه آمریکایی نیز معتقد است حجاب هیچ محدودیتی را در به دست آوردن اهدافی که در زندگی داشته برای او به همراه نداشته است. او که 24 سال سن دارد می گوید: من در حال حاضر در یک داروخانه کار می کنم و با مردم زیادی در هر روز سر و کار دارم. با این همه هرگز احساس نکرده ام که حجاب من منزلت اجتماعی مرا در چشم مردم پایین آورده باشد.
جاسمین دختر 16 ساله ای که در ویرجینیا زندگی می کند نیز معتقد است تصورات غلط بسیاری در میان مردم راجع به حجاب وجود دارد. وی می گوید:
وقتی برای اولین بار در جمعی پا می گذاری حتی انتظار ندارند که تو بتوانی حرف بزنی. آنها تصور می کنند تو هیچ نظری برای ابراز کردن نداری.
او معتقد است خداوند هرگز از ما نخواسته که از جذابیت های زندگی دست بکشیم. ما باید در فعالیت های اجتماعی شرکت کنیم. ورزش کنیم، تفریح کنیم و مانند بقیه زندگی خود را داشته باشیم. در عین حال می بایست همواره به دنبال راهی بگردیم تا جذابیت های زندگی را با قوانین دینی خود سازگار کنیم.
گفتنی است در حال حاضر حدود 6 تا 7 میلیون مسلمان در ایالات متحده زندگی می کنند که این تعداد کمتر از 3 درصد جمعیت 300 میلیونی این کشور را دربرگرفته است.
حجاب به معناى پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است.(1)
این واژه تنها به معناى پوشش ظاهرى یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم
پنهان شدن از دید مردِ بیگانه است. بدین سبب هر پوششى حجاب نیست.
در قرآن آمده است: «و إذا سألتموهن متاعاً فاْسئلوهن مِن وراءِ حجاب؛(2)
چون از زنان پیغمبر متاعى خواستید، از پس پرده بخواهید». این آیه درباره
زنان و بیشتر در مورد مسائل سیاسى و اجتماعى است،(3) نه پوشش زن در مقابل
نامحرم.
به کارگیرى کلمه حجاب در خصوص پوشش زن اصطلاحى نسبتاً جدید است و همین سبب
گردیده بسیارى گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه
محبوس باشد و بیرون نرود. «ویل دورانت» مىگوید: «این امر مبناى پرده پوشى
میان مسلمانان به شمار مىرود».(4) برخى مدّعى شدهاند حجاب به وسیله
ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده، در حالى که آیات مربوط به حجاب،
پیش از مسلمان شدن ایرانیان نازل شده است. در عهد جاهلیت همان طور که «ویل
دورانت» مىگوید و کتب تفسیر شیعه و سنى تأیید مىکند، اعراب چنین پوششى
نداشتند و عادتشان «تبرّج» و خودنمایى بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «ولا
تبرجن تبرج الجاهلیّة الاولى؛(5) و زینتهاى خود را مانند زمان جاهلیّت
آشکار نکنید.»
آن چه از قدیم به ویژه نزد فقها در بحث نماز و ازدواج رواج داشته، واژه ستر
و ساتر به معناى پوشش و وسیله پوشش در مقابل نامحرم بوده است. بنابراین
وظیفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و در خانه و پستو قرار دادن آنان
نیست، در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیتهاى اجتماعى منظور
نیست، بلکه این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان، بدنش را
بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد و مشارکتش در فعالیتها بر اصول
انسانى و اسلامى استوار باشد.(6)
ضرورت پوشش اسلامى در قرآن
پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام است، زیرا نص صریح قرآن بر آن گواهى
مىدهد، بنابراین هیچ مسلمانى نمىتواند در ضرورت حجاب تردید کند، زیرا هم
قرآن مجید به آن تصریح کرده و هم روایات بسیارى بر وجوب آن گواهى میدهد.
به همین جهت فقیهان شیعه و سنى، به اتفاق بر آن فتوا دادهاند. همان طورى
که نماز و روزه به دوران خاصى اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز، چنین است و
ادعاى نو بودن آن، غیر کارشناسانه مىباشد.
خدا در آیه 30 سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان
مسلمان فرمان مىدهد از چشم چرانى دوری کنند و در رعایت پوشش بدن از
نامحرمان کوشا باشند:
«قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک أزکى لهم انّ اللَّه
خبیر بما یصنعون؛ اى پیامبر! به مردان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو
خوابانند و عفت پیشه ساخته و دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این
کار براى پاکى و پاکیزگى شان بهتر است و خداوند به آن چه مىکنند آگاه
است».
"غضّ" در لغت عرب چنان که مرحوم طبرسى در مجمع البیان(7) و راغب اصفهانى در
مفرّدات گفتهاند، به معناى کاستن است و "غض بصر" یعنى کاهش دادن نگاه، نه
بستن چشم. البته این که از چه چیز چشمان خود را فرو بندند، ذکر نشده ، اما
با توجه به سیاق آیات، به ویژه آیه بعد روشن مىگردد مقصود آن است که خیره
خیره زنان نامحرم را تماشا نکنند و از چشم چرانى بپرهیزند.(8)
سپس در آیه بعد مىفرماید: «قل للمؤمنات یغضضنَ من أبصارهن...؛ اى پیامبر!
به زنان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود
را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم
آشکار نکنند، مگر آن چه پیداست و روسرىهاى خویش را به گریبان اندازند تا
سر و گردن و سینه و گوشها پوشیده باشد و پاهایشان را به زمین نکوبند تا آن
چه از زینت پنهان مىکنند معلوم شود...».
در این آیه، خداوند در خصوص پوشش بانوان ، آن چه را بر زنان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش مىدهد:
1- پوشاندن سر و گردن.
2- پوشاندن زینتها.
"خمر" جمع خمار و به معناى روسرى است.(9)
"جیوب" از واژه "جیب" به معناى قلب و سینه و گریبان است.(10)
در تفسیر مجمع آمده است: "زنان مدینه اطراف روسرىهاى خود را به پشت سر
مىانداختند و سینه و گردن و گوشهاى آنان آشکار مىشد. بر اساس این آیه
موظف شدند اطراف روسرىهاى خود را به گریبانها بیندازند تا این مواضع نیز
مستور باشد".(11)
فخر رازى یادآور مىشود که خداوند با به کار گرفتن واژههاى "منوب" و "على"
که مبالغه در القا را مىرساند، در پى بیان لزوم و وجوب پوشش کامل این
نواحى است.(12)
ابن عباس در تفسیر این جمله مىگوید: "یعنى زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوى خود را بپوشاند".(13)
آیه بعدى حجاب:
«یا أیّها النّبى قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من
جلابیبهن...؛ اى پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوششها
(روسرى یا چادر) خود را بر خویش فروتر گیرند. این براى آن که شناخته نگردند
و اذیت نشوند، به احتیاط نزدیکتر است و خدا آمرزنده و مهربان است».(14)
در این آیه دو مطلب قابل توجه است:
1- جلباب چیست؟ نزدیک کردن آن یعنى چه؟
2- فلسفه پوشش و حجاب اسلامى.
محدّثين و مورّخين از اميرالمؤ منين ، امام علىّ عليه السلام حكايت كرده اند:
روزى در جمع عدّه اى از اصحاب و ياران نشسته بوديم ، كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله سؤ ال فرمود: بهترين چيز براى زن چيست ؟
و هيچ يك از افراد جواب مناسبى براى آن نداشتند.
هنگامى كه من به منزل ، نزد فاطمه سلام اللّه عليها آمدم ، موضوع را براى آن مخدّره ، مطرح كردم كه امروز پيامبر خدا چنين سؤ الى را بيان نموده است ؟
حضرت فاطمه سلام اللّه عليها اظهار داشت : آيا هيچ كدام از اصحاب جواب آن را ندانستند؟
گفتم : خير، كسى جوابى نداد.
پس آن مخدّره اظهار نمود: بهترين چيزى كه براى زن سعادت بخش و مفيد مى باشد، آن است كه مردى را نبيند و هيچ مرد نامحرمى نيز او را نبيند.
امام علىّ عليه السلام افزود: چون شب فرا رسيد، در جلسه اى با حضور اصحاب و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مشاركت نموده و من گفتم :
يا رسول اللّه ! از ما سؤ ال كردى : چه چيزى براى زن بهتر است ؟
اكنون جواب آن را آورده ام و آن اين كه : بهترين چيز براى زن آن است كه مردى را نبيند و هيچ مرد نامحرمى هم او را نبيند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود: چه كسى اين پاسخ را گفته است ؟
گفتم : فاطمه زهراء سلام اللّه عليها.
حضرت فرمود: بلى ، دخترم راست گفته است ، همانا كه او پاره تن من مى باشد.
احقاق الحقّ: ج ۲۵ص ۳۵۰، اعيان الشّيعة : ج ۱ص ۳۲۲
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَ
على بن عقبه، به نقل از پدرش روايت كرده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود:
نگاه ، تيرى از تيرهاى زهر آلود ابليس است، و چه بسا يك نگاه (كوتاه)، حسرت و اندوه طولانى را به همراه داشته باشد
منبع:
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،
صفحه: 264
داستان:
در ميان بنى اسرائيل عابدى بود بنام" برصيصا" كه زمانى طولانى عبادت كرده بود، و به آن حد از مقام قرب رسيده بود كه بيماران روانى را نزد او مىآوردند و با دعاى او سلامت خود را باز مىيافتند، روزى زن جوانى را از يك خانواده با شخصيت به وسيله برادرانش نزد او آوردند، و بنا شد مدتى بماند تا شفا يابد.
شيطان در اينجا به وسوسه گرى مشغول شد، و آن قدر صحنه را در نظر او زينت داد تا آن مرد عابد به او تجاوز كرد!
چيزى نگذشت كه معلوم شد آن زن باردار شده (و از آنجا كه گناه هميشه سرچشمه گناهان عظيمتر است) زن را به قتل رسانيد، و در گوشهاى از بيابان دفن كرد!
برادرانش از اين ماجرا با خبر شدند كه مرد عابد دست به چنين جنايت هولناكى زده، اين خبر در تمام شهر پيچيد، و به گوش امير رسيد، او با گروهى از مردم حركت كرد تا از ماجرا با خبر شود، هنگامى كه جنايات عابد مسلم شد او را از عبادتگاهش فرو كشيدند، پس از اقرار به گناه دستور داد او را به دار بياويزند
هنگامى كه بر بالاى چوبه دار قرار گرفت شيطان در نظرش مجسم شد، گفت: من بودم كه تو را به اين روز افكندم! و اگر آنچه را مىگويم اطاعت كنى موجبات نجات تو را فراهم خواهم كرد!
عابد گفت چه كنم؟ گفت: تنها يك سجده براى من كن كافى است!
عابد گفت: در اين حالتى كه مىبينى توانايى ندارم، شيطان گفت: اشارهاى كفايت مىكند، عابد با گوشه چشم، يا با دست خود، اشارهاى كرد و سجده به شيطان آورد و در دم جان سپرد و كافر از دنيا رفت!
منبع:
تفسير نمونه،
جلد 23،
صفحه: 545
قَالَ عَلی بن أبیطالب (عليهالسلام):
عِفَّةُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ غَيْرَتِهِ
امام على (عليهالسلام):
پاكدامنى مرد به اندازه غيرت او است .
منبع : نهج البلاغه ، ح 44، ص 1110
قَالَ عَلی بن أبیطالب (عليهالسلام):
مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهيدُ فِى سَبِيلِ اللّهِ بِاءَعْظَمَ اءَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ؛ لَكَادَ الْعَفيفُ اءَن يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلاَئِكَةِ.
امام على (عليهالسلام):
اجر مجاهد شهيد در راه خدا بيشتر از كسى نيست كه قدرت بر گناه دارد اما خويشتندارى مى كند. گويى كه انسان پاكدامن ، فرشته اى است از فرشتگان !
منبع : همان ، ح 466، ص 1303
قَالَ عَلی بن أبیطالب (عليهالسلام):
مـَنِ اسـْتـَحـْيـى مـِنَ النـّاسِ وَ لَمْ يـَسـْتـَحـْىِ مـِنْ نـَفـْسـِهِ فـَلَيـْسَ لِنـَفـْسـِهِ عـِنـْدَ نـَفـْسـِهـِ قَدْرٌ.
امام على (عليهالسلام):
آن كه از مردم حيا كند، بى آن كه از خويشتن شرمش آيد، براى خود، ارزشى قائل نيست .
منبع : شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 20، ص 265
قَالَ عَلی بن أبیطالب (عليهالسلام):
ثَلاثٌ فيهِنَّ المُروءَةُ : غَضُّ الطَّرفِ ، وغَضُّ الصَّوتِ ، ومَشيُ القَصدِ .
امام على (عليهالسلام):
در سه چيز ، نشانههاى جوانمردى است : چشم فرو بستن [در برابر نامحرمان] ، پايين آوردن صدا ، و اعتدال در راه رفتن .
منبع : غرر الحكم : ح 4660
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در كنار یكدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود.
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است . استعمال این كلمه، بیشتر به معنی پرده است. (در قرآن این كلمه در هشت مورد به كار رفته كه بیشتر به معنای حاجز، مانع، حایل و پرده است.)
این كلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد كه پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلكه آن پوششی حجاب نامیده میشود كه از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. (استاد مطهری، مسئلهی حجاب، ص 78)
در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یكی از احكام وجوبی اسلام، این است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد.
بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در كنار یكدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممكن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت كه حجاب اسلامی محقق شده است.
گاهی مشاهده میكنیم كه بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگهای شاد و زیبا و تحریك برانگیز استفاده میكنند كه به اندامشان زیبایی خاصی میبخشد و در عین پوشیده بودن بدن زن، زیباییاش آشكار است، گویی كه اصلاً لباس نپوشیده است؛ و این دور از روح حجاب است. (علامه سیدمحمدحسین فضل الله، مجلهی پیام زن، «جوانان، ورزش و حجاب» شماره 74، ص 19)
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود كه مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قائل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در ابعاد مختلف رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یك نوع آن حجاب ذهنی، فكری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فكری و روحی صحیح است كه میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فكری، مثل كفر و شرك جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب كه در رفتار خارجی انسان تجلی میكند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه كه مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند:
لِلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ؛ ای رسول ما به مردان مۆمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.(سوره نور (24)، آیه 30)
قُلْ لِلْمُۆْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ؛ ای رسول به زنان مۆمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند. (سوره نور (24)، آیه 31)
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ؛ پس زنهار نازك و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن كه دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد. (سورهی احزاب (33)، آیهی 32)
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند كه با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ؛ و آن طور پای به زمین نزنند كه خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. (سورهی نور (24)، آیهی 31)
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود كه مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قائل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در ابعاد مختلف رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
منابع:
کتاب حجاب شناسی حسین مهدی زاده
سایت اندیشه قم
هوس بازی مردان متأهل، نزول خواری زنان چادری، عشقهای پنهان پدر و مادر و این روزها هم خواستگاری دختر جوان شهرستانی از یک پیرمرد، این است وصف سوژههای ناب سریالهای تلویزیونی برای کورس با برنامههای فارسی زبان ماهواره.
روزهایی که در سیمای جمهوری اسلامی ایران، زنان چادری در نقش های کلفت و نوکر به تصویر کشیده میشدند اگر همتی بر شکستن سکوت مسئولان درباره این حرمتشکنی وجود داشت امروز شاهد رسوخ سوژه های بیمار سریالهای شبکههای ماهوارهای فارسی زبان به عنوان سوژه ناب شبکههای داخلی در کشورمان نبودیم.
خانواده اسلامی و ایرانی همان چیزی است که سالها به داشتن آن در دنیا فخر فروختیم و حرمتش را والا نگاه داشتیم. اسنادی از آن در تمدنمان گرد آوردیم و اسلام را الگو برای حفظ حریم آن قرار دادیم. هر کسی از آن سوی مرزها برایمان گفت از آنچه آنها ندارند پاسخ گفتیم و «خانواده» را در عمق جان و شریعتمان، مقدس خواندیم.
اما این روزها به بدترین شکل در زمین آنهایی که به همین داشته ها غبطه می خوردند بازیگردان شده ایم. آنها شبکه های فارسی زبان به راه می اندازند و سریال هایی می سازند تا «حریم خانواده» را در اذهان ما خوار و سبک جلوه دهند و مروج بی حیایی و پرده دری شوند که البته حرجی بر آنها نیست اما چه کسانی و با چه اهدافی پای تکرار این سوژه ها را به سیمای جمهوری اسلامی ایران باز می کنند؟
آیا منافذ غربیل تلویزیون بیش از حد باز شده است که هر نویسنده و تهیه کننده ای با هر تفکری از آن می گذرد یا توان رقابت با شبکه های ماهواره ای وجود ندارد که برای جذب مخاطب به هر سوژه بیماری رو می آورند؟
یک روز چادر به سر «ثریا» می کنند و ارتباط پنهانی و صیغه ای او با یک پیرمرد را دور از چشم فرزندان نشان می دهند و دست آخر، عامل مرگ پیرمرد را گیر کردن «چادر» به پای زن می خوانند، روز دیگر «مرتضی و لیلا» را برای یک سریال خلق می کنند تا برای عمل به یک خرافه، از دیوار مردم بالا بروند، جعل سند کنند، به بچه دزدی، دروغ و دور زدن خانواده متوسل شوند تا در ماه رمضان هر گناهی را با نفی حق الله و حق الناس، با زدن یک ضربدر، سبک بشمارند. یا شخصیت «خسروخان» را به تصویر می کشند تا آموزشی باشد برای هماهنگی های آقایان چند همسره و این روزها هم «عاطفه» را میهمان خانه های ایرانی کرده اند تا دختر چادری شهرستانی را نشان دهند که به زور خانواده، چادر به سر کرده و دور از چشم آنها خانه مجردی گرفته و به پیرمرد مدیرعامل شرکتی که در آن کار می کند پیشنهاد همسری دهد.
وقیحانه ترین سوژه ها در همین شبکه های داخلی قابل دیدن است و دفاع سازندگان آنها هم شنیدنی.
آنها قضاوت درباره سریال هایشان را به بعد از پایان سریال موکول می کنند، در حالی که در بیش از 30 قسمت هر آنچه می خواهند را به خورد مردم می دهند و دست آخر در قسمت پایانی سریال، آن هم پس از فشار منتقدان، سعی می کنند پایان عبرت آموز را برای قصه، رقم بزنند.
اگر روزگاری فیلم «دختری با کفش های کتانی» در سینمای ایران فیلمی بود که هر خانواده متدینی حاضر به دیدن آن به همراه جوان و نوجوانش نمی شد این روزها در تمام خانه ها در شبکه های داخلی تلویزیون که در هر دورافتاده ترین روستایی قابل دسترس است به موضوعاتی می پردازند که اعضای خانواده در کنار هم از دیدن آنها لب می گزند و در کلنجار با هضم فرهنگ تزریقی به ظاهر امروزی، تخم شک نسبت به پدر، مادر، همسر و فرزند را در دلشان می کارند.
آیا سریال های خانوادگی حدود یک دهه پیش همچون «پدر سالار» یا «خانه سبز» که هر قسمت آن درسی از زندگی و یادآوری کانون گرم و سالم خانواده با روابطی برگرفته از فرهنگ اسلامی و بومی کشورمان بود، از اقبال بیننده برخوردار نبود که نویسندگان و تهیه کنندگان سیما دست به دامان سوژه هایی شده اند که هر عمل پسندیده ای را به سخره بگیرند و قبح هر زشتی را بریزند؟
ای کاش مسئولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ارزیابی انجام دهند که چند درصد از خانواده های متدین ایرانی، نه تنها ماهواره نمی بینند بلکه به دلیل وضعیت رنگ و لعاب بازیگران و مجریان تلویزیون، پخش آهنگ های فراتر از زیرزمینی و نمایش فیلم ها و سریال های با موضوعات خیانت، چندهمسری، روابط آزاد دختر و پسر و... قید دیدن تلویزیون را هم زده اند.
آیا مسئولان صدا و سیما بر این باورند که به هر قیمتی و با ارائه هر سوژه ای باید مخاطب را پای تلویزیون کشاند، آن هم با موضوعاتی که حتی فراتر از فیلم فارسی ها و شبکه های خارجی است؟ حداقل در شبکه های خارجی، بیننده به دلیل تفاوت فرهنگی که از نظر ظاهر و حجاب می بیند احساس همزادپنداری نمی کند اما در شبکه های داخلی با پرداختن به موضوعات نابهنجاری که شاید در جامعه، یک درصد از مردم را هم دربرنگیرد نسبت به ترویج آن گام برداشته می شود.
سیمای جمهوری اسلامی ایران رسالت بزرگی را در جهت دهی، آموزش و یادآوری تمدن و تدین مردم بر دوش دارد که در این راستا در شرایط کنونی، نکته بینی و ظرافت بیش از پیش مسئولان در سوژه یابی و به کارگیری برنامه سازان سالم و صالح را در این رسانه ملی می طلبد.
حجاب و عفاف در قرآن کریم، حجاب زنان، طرحی برای پایداری عفاف آنان، نقش حجاب در حفظ نشاط جنسی، فلسفه و ارزش حجاب، نقش خانواده در توسعه، فرهنگ حجاب، حجاب در کلام شهیدان و زوایای مختلفی از پدیده کشف حجاب در تاریخ معاصر از بخش های اصلی این ویژه نامه محسوب می شوند.
همچنین صدفی برای گوهر، حجاب و امنیت اجتماعی، حجاب و سلامت فردی و اجتماعی، فلسفه و ارزش حجاب (قسمت دوم و پایانی)، حجاب در آینه تاریخ، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی کشف حجاب در دوره رضا شاه و ماجرای پایان ناپذیر کشف حجاب از دیگر بخش های این ویژه نامه هستند.
در بخش «حجاب و عفاف در قرآن کریم» آمده است: «حجاب، در لغت به معنای مانع و پرده و پوشش آمده است. حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بعد ایجابی و سلبی است. بعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است و این دو بعد باید در کنار یکدیگر باشند؛ تا حجاب اسلامی محقق شود. گاهی، ممکن است یک بعد باشد ولی دیگری نباشد که در این صورت، نمی توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.»
«اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می تواند اقسام متفاوتی داشته باشد، از جمله حجاب ذهنی، فکری و روحی، علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می کند، نام برده شده است، مثل حجاب و پوشش در نگاه که به مردان و زنان، در مواجهه با نامحرم توصیه شده است.»
در بخش «صدفی برای گوهر» نیز می خوانیم: «تمام کسانی که زندگی بشر و تحولات آن را ارزیابی کرده اند، به این نتیجه رسیده اند که از آغاز پیدایش انسان، هر یک از زن و مرد کوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه کند. تلاش همیشگی بشر برای تهیه پوشاک، از آن جهت که با آموزش خاصی همراه نبوده است، نشان می دهد که تکاپوی انسان برای یافتن پوشش، از فطرت درونی اش سرچشمه می گیرد.»
«حجاب در باورها و ارزش های ما ریشه دارد و رعایت پوشش به ویژه در میان بانوان، ایجاد مصونیت برای جلوگیری از عوارض منفی، مفاسد و ابتذال است. از دیدگاه اسلام، زن، شخصیتی شایسته دارد و می تواند مدارج کمال را بپیماید و به مراتب عالی انسانیت بار یابد. دامن زن، مدرسه بشر است و والایی مردان، بدون زنان ممکن نیست. اصلاح جامعه در گرو پارسایی، حیا و حجاب بانوان خواهد بود. جایگاه والای این گوهر گران بهای آفرینش، می طلبد که در صدف پوشش قرار گیرد تا ارزش هایش حفظ شود.»
بی تردید یکی از مهمترین دغدغه های اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی، بسط و گسترش فرهنگ ناب محمدی(صلی الله علیه وآله) در جامعه بوده و هست. مساله حجاب نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی حفظ عفت عمومی در جامعه، همواره مورد بحث و نظر کارشناسان مختلف بوده، تا آنجا که با گذشت 28 سال از پیروزی انقلاب بی بدیل اسلامی در ایران، هنوز یکی از مباحث زنده و جریان دار این نظام محسوب می شود.
آنچه خواهید خواند، نگرشی است کوتاه بر آنچه که در دوران پیدایش و پس از شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران رخ داده است که تنها هدفش نگاهی به گذشته برای تصمیم گیری برای آینده ای بهتر است.
اگر به وضع ایرانیان تا قبل از دستور کشف حجاب رضاخان مراجعه کنیم، خواهیم دید که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان از دیرباز، حجاب را به عنوان یکی از اصلی ترین نمادهای دینداری و مسلمانی به حساب می آوردند. حتی در برهه هایی همچون کشف حجاب، ممانعت از دختران با حجاب برای ورود به مدارس و ادامه تحصیل نیز بسیاری از خانواده ها، عطای تحصیل و پیشرفت را به لقای حفظ اعتقادات خود بخشیدند تا ثابت کنند، حکومت ها تنها و تنها بر نوع زندگی، سیاست حاکم و برخی مسائل اجتماعی و اقتصادی آنها حکم رانی می کنند و نه بر اعتقاداتشان. در همان دوره کشف حجاب و حتی قبل تر از آن هم تنها وابستگان دربار و برخی دولتی ها ( اعم از دولتمردان و کارمندان دولت) تجدد سوغات گونه فرنگ را بر خود تافتند، و گرنه اکثریت همچنان با اعتقادات راسخ خود، مبانی اصلی اسلام را حتی در زمان خفقان و ممنوعیت، زنده نگاه می داشتند.
با پیروزی انقلاب اسلامی که همواره در طول سال های مبارزه ، دغدغه های دین مداری و دین محوری در حکومت را شعارها و اصول راهبردی خود می دانست، توقع از نظام برای تحقق کامل این اصول بیش از گذشته شد. در این میان پس از گذشت بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب، نگاه های متفاوتی وجود دارد و وضعیت کنونی از نظر حجاب زنان با نگاه های متفاوتی تعریف و تحلیل می شود. از میان آنان بهزاد کشمیری پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران، در بهمن 84 و در گزارشی تحلیل گونه چنین می نویسد:
«از سال پیش مسئله حجاب و«بدحجابی» به یکی از معضلات اجتماعی بدل شده است. گرچه برای رعایت نکردن «پوشش شرعی» مجازات هایی پیش بینی شده، اما تعریف ویژگی های این پوشش هنوز نامشخص است.»
حجاب خوب کدام است و حجاب بد، کدام؟ این پرسشی است که از سال پیش مطرح شده و هنوز هیچ کس پاسخ روشنی برای آن ندارد. اوایل انقلاب که تعدادی از زنان برای آزادی پوشش جلوی نخست وزیری تظاهرات می کردند عده ای با شعار «یا روسری یا توسری» ظاهراً پوشاندن موها و بعداً به تن کردن مانتو را حجاب می دانستند اما مسئولان هرجا توانسته اند نشان داده اند که چادر و مقنعه را به عنوان حجاب خوب ترجیح می دهند. پوشش زنان از آنجا رنگ یک معضل اجتماعی به خود گرفت که از طرفی مسئولان بر سر تعریف حجاب خوب و بد با هم به توافق نمی رسند و از سوی دیگر حجاب خوب خیلی وقت ها در عمل غیرقابل استفاده است.(!)
گرچه پوشش مسئله هر روز مردم است، موضوع حجاب و بدحجابی هر ازگاهی و به مناسبتی موضوع روز می شود و بحث های داغی به همراه می آورد که با گذشت زمان دوباره فراموش شود. تابستان و فصل گرما همواره بازار بحث بدحجابی را داغ تر می کند. آنچه در این سال ها تقریباً برای همه روشن شده این نکته است که به گفته عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، مرتضی فیض علی، کارهای مقطعی همیشه با شکست مواجه می شود. و برخوردهایی که در این سال با مسئله حجاب صورت گرفته اغلب تدابیر و تصمیم هایی مقطعی بوده اند. و این ابتدای ماجرای تمام ناشدنی حجاب در ایران است. به عقیده نگارنده، مهم ترین علت وجود برخی نابسامانی ها درباره حجاب که آن هم بیشتر در شهرهای بزرگ ایران اسلامی دیده می شود، یک مشکل تاریخی است و آن فراموشی باغبانی انقلاب عزیزمان است. پس از پیروزی انقلاب و در شرایطی که بیش از 98 درصد مردم جمهوری اسلامی را پذیرفتند، بسیاری به دنبال زیرساخت های اقتصادی و سیاسی حکومت رفتند و پایه های فرهنگی را با توجه به همراهی بی نظیر مردم، از این مهندسی بی نیاز دانستند. بوستان همیشه سبز سال های 57 و 58 با آغاز جنگ تحمیلی بیش از پیش مورد غفلت واقع شد. پس از پایان جنگ نیز دوران سازندگی، این غفلت را دو چندان کرد. به هر حال هر باغ و بستان و بوستان آبادی بدون رسیدگی و باغبانی با وجود زمینی مرغوب، از علف های هرزه و آفات مصون نمی ماند و بوستان فرهنگی انقلاب نیز با پیشرفت های حوزه های مختلف و حضور جدی تر زنان در عرصه های متعدد و متنوع اجتماعی از این آفات بی نصیب نماند. به این ها هجمه فرهنگی دشمن و بمباران رسانه ای و تبلیغاتی غرب که بسته های سوغات گونه اش همچنان ادامه داشت و ادامه دارد، را هم اضافه کنید. پس معضل ضعف باغبانی و هدایت خوب فرهنگی، توجیه مسائل اجتماعی برای نسل های بعد از انقلاب و همچنین غفلت از حضور دشمن باعث شد، آن بوستان سبز دهه شصت کم کم علف هرزها و گیاهان مضری را در خود ببیند.
مسأله امر به معروف و نهي از منكر, از وظايف مهم ديني هر مسلمان است . البته برخي از مراتب امربه معروف از وظايف نظام اسلامي است و از همين رو رهبر معظم انقلاب مراتب دوم و سوم( را كه نوعا منجر به برخورد فيزيكي و عملي مي شود) به عهده نيروهاي انتظامي و قضايي نهاده اند, ليكن مرتبه اول آن (زباني ) - كه جنبه ارشادي و راهنمايي دارد - به دوش همگان است كه در اين رابطه قدم اول اين است كه با شخص معصيت كار طوري عمل شود كه بفهمد براي ارتكاب او به معصيت ، اين نحو عمل با او شده است مثل اينكه از او رو برگرداند يا با چهره عبوس با او ملاقات كند يا ترك مراوده با او كند و اگر در اين مرتبه درجاتي باشد لازم است با احتمال تاثير درجه خفيفتر ، به همان اكتفا كند . درعين حال در اين رابطه بايد چند نكته را درنظر داشت :
1- بايد به دقت احكام شرعي مربوط به امربه معروف و نهي از منكر, موارد معروف و منكر يا شرايط وجوب مراتب آن و كيفيت اجراي نيكوي آن را دقيقا فراگيرند.
2- آمر به معروف و ناهي از منكر, خود را به زيور اخلاق والتزام عملي بيارايد و حتي الامكان از شيوه هاي رفتاري آموزنده و خلاق استفاده كند.
3- عدم تأثير آني و فوري , نبايد ما را از انجام وظايف خود بازدارد.
4- حتي الامكان بايد كوشيد تا فرهنگ و پذيرش عمومي نسبت به امر به معروف و نهي از منكر را بالا برد. انسان ها در برخورد با حق , چند گونه اند:
گونه اول- انسان هاي حق گرا. چنين افرادي در صورتي كه اشتباه خود را دريابند, نه تنها ناراحت نمي شوند, بلكه بسيار خرسند و شادمان مي شوند.
گونه دوم- انسان هاي بي تفاوت در مقابل حقيقت . چنين افرادي از اينكه كسي روي اشتباهاتشان انگشت بگذارد, استقبال نمي كنند.
گونه سوم - انسان هاي حق ستيز. اين گونه افراد مسلما" در برابر حرف حق , واكنش منفي نشان مي دهند. البته اين گروه اندكند و غالب افراد جزو گروه اول و دوم هستند.
در اينجا يك نكته اساسي وجود دارد و آن نحوه امر به معروف و نهي از منكر است . مسلما" اگر آمر به معروف، با درك درستي از طرف مقابل و ويژگي هاي روحي , اخلاقي و تربيتي او, شيوه اي كارساز و جذاب در امر به معروف برگزيند, عكس العمل مثبت طرف مقابل , بسيار بالا خواهد بود. در امر و نهي شرايط ويژه اي حاكم است كه بايد رعايت گردد ودر اينجا به برخي از شرايط اشاره مي كنيم :
1- نسبت به حرمت موضوعي كه در نظر داريد يقين داشته باشيد.
2- تذكر و يادآوري شما بايد به تدريج و با مقدمات باشد.
3- حتي الامكان از صراحت اجتناب نموده و با كنايه واشاره گوشزد كنيد.
4- گاهي مطلب را به صورت سؤال درآورده و در لباس شاگردي به تنبه ايشان بپردازيد.
5- خودتان در پيرامون موضوع مايه مطالعاتي داشته باشيد كه به مناسبت بتوانيد از بازده شوم آن گناه سخن بگوييد.
6- از تندي و خشونت به شدت پرهيز كنيد و با حفظ احترام در اين رهگذر ملايمت را شعار خود سازيد.
7- اگر اهل مطالعه هستند كتابي مربوط به حرمت آن موضوع و آثار شوم گناه را در دسترس ايشان قرار دهيد.
8- مطمئن باشيد كه يادآوري و تذكر بي تأثير نخواهد بود. «فذكر فان الذكري تنفع المؤمنين», (ذاريات , آيه 55). ازاين رو تا آنجا كه احتمال تأثير مي دهيد از وظيفه خود دست نكشيد و مأيوس نباشيد.
9- و در نهايت اگر به فرض نتيجه نگرفتيد, شما وظيفه خويش را به انجام رسانده ايد كه «و ما علي الرسول الا البلاغ المبين ; پيامبر وظيفه اي جز ابلاغ آشكار ندارد»، (نور, آيه 54).
شرايط شرعي امر به معروف و نهي از منكر به طور خلاصه اين است:
الف. كسي كه امر يا نهي مي كند خودش عالم به معروف و منكر باشد يعني بداند چيزي كه طرف مقابل ترك كرده شرعا واجب است انجام دهد مانند نماز و همين طور چيزي كه فرضا انجام مي دهد شرعا حرام است مانند قمار.
ب. شخص گناهكار اصرار بر گناه خود داشته باشد يا احتمال بدهد كه قصد دارد كار خود را تكرار كند.
ج. احتمال تأثير بدهد.
د. ضرر مهم جاني يا مالي براي امر كننده يا نهي كننده در كار نباشد.
خلاصه كلام اينكه همه بايد به وظيفه خود كه همان امر به معروف ونهي ازمنكر مي باشد عمل نمايند
مطالعه كنيد: حكايت هاي امر به معروف و نهي از منكر «مؤسسه فرهنگي قدر ولايت
آیا در قرآن آیه ای وجود دارد که بر چادر به عنوان حجاب برتر دلالت کند؟
در پاسخ باید گفت: در آیه 31 از سوره نور، خداوند به زنان مسلمان دستور می دهد که پوششهای خود را بر روی گریبان هایشان بیاندازند.[1] " خمر" که در این آیه آمده است به معنای «لباسی است که زن با آن، سر و سینه خودش را بپوشاند»[2]. که ظاهرا چیزی شبیه مقنعه یا بزرگتر از آن است.
در آیه 33 سورۀ احزاب خداوند نیز می فرماید:
« اى پیامبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه چادر خود را بر خود فرو پوشند. این مناسبتر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند. و خدا آمرزنده و مهربان است.»[3]
براى جلباب که در این آیه آمده است، دو معنا ذكر شده است:
1- پوششى كه سر و گردن و بالاتنه را مىپوشاند (مقنعه).
2- چیزى كه تمام بدن را بپوشاند (چادر).[4]
اگر كسى بتواند به شكل صحیح از چادر استفاده كند، مسلماً چادر حجاب برتر است زیرا حكمتهاى حجاب در چادر بیشتر یافت مىشود، گرچه پوشیدن چادر واجب نیست. حجاب منحصر در چادر و حتى مانتو نیست، بلكه هر لباسى كه غیر از وجه و كفین (دستها تا مچ) را بپوشاند و موجب تحریك و جلب توجه نامحرم نگردد كافى است ولى باید توجه داشت كه همان طور كه بقیه واجبات داراى مراتب مختلفى مىباشند حجاب نیز داراى مراتب خوب، متوسط و خوبتر است و چادر حجاب برتر بانوان محسوب مىگردد.
_________________
[1] وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِن.
[2] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج3، ص 127.
[3] یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ.
[4] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج1، ص 272.
اوریانا فالاچی خبرنگار زن ایتالیایی در مصاحبه با حضرت امام خمینی (ره) می پرسد: این چادر، آیا صحیح است که این زنها خود را در زیر چادر مخفى کنند؟ این زنها در انقلاب شرکت کردند. کشته دادند. زندان رفتند. مبارزه کردند، این چادر هم یک رسم از قدیم ماندهاى است. حالا دیگر دنیا هم عوض شده. حالا این صحیح است که مثلًا اینها خودشان را مخفى کنند؟
حضرت امام (ره) در پاسخ می فرمایند: "اولًا اینکه این یک اختیارى است براى آنها، خودشان اختیار کردند. شما چه حقى دارید که اختیار را از دستشان بگیرید؟ ما اعلام مىکنیم به زنها که هر کس چادر مىخواهد یا هر کس پوشش اسلامى، بیاید بیرون. از 35 میلیون جمعیت ما 33 میلیونش بیرون مىآید. شما چه حقى دارید که جلو اینها را بگیرید؟ این چه دیکتاتورى است که شما نسبت به زنها دارید؟ و ثانیاً اینکه ما یک پوشش خاصى را نمىگوییم. براى حدود زنهایى که به سن و سال شما رسیدهاند هیچ چیزى نیست. ما زنهاى جوانى که وقتى ایشان آرایش مىکنند و مىآیند، یک فوج را دنبال خودشان مىکشند، اینها را داریم جلوشان را مىگیریم. شما هم دلتان نسوزد. من دیگر بلند شوم. شما هم دلتان نسوزد." (صحیفه امام، ج10، ص: 104)
در این مصاحبه اولا حضرت امام (ره) پاسح منطقی و قاطع به وی می دهند، ثانیا به مصاحبه پایان می بخشند. در این پاسخ هم فالاچی را پیرزنی قلمداد می کنند که دیگر جذابیتی ندارد. این پاسخ برای زنان غربی که ارزش خود را در ظاهر خویش دنبال می کنند از هر پاسخی شکننده تر است.
من در آن زمان رایزن مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا بودم. از ایران تلکسی آمد که به خانم اوریانا فالاچی ویزا بدهیم تا با رئیس جمهور وقت بنی صدر مصاحبه نماید.
من او را به سفارت دعوت کردم. وی با هفت قلم آرایش آمد و در بین صحبت هایش گفت که از منزل فقط برای دیدن من آمده است. از وی در مورد سفرش به ایران و نظرش در مورد این سفر پرسیدم. به شدت تحت تاثیر شخصیت حضرت امام خمینی (ره) قرار گرفته بود و اینکه امام خمینی حسرت یک نگاه را در دلش گذاشت و هرگز به او نگاه نکرد. وی از دستان زیبای حضرت امام (ره) گفت و اینکه این بیادماندنی ترین مصاحبه های وی بوده است.
وی گفت در مورد حجاب اسلامی قانع نشده است و آن را درک نمی کند.
او زن مسنی بود و من حدود 26 سال سن داشتم. به وی گفتم تو گفتی که امروز صرفا برای دیدن من از خانه بیرون آمده ای. وی آن را تایید کرد. گفتم که سنمان به هم نمی خورد. تعجب کرد. مانده بود که چرا این را می گویم. گفتم من ویزا را به خاطر قلم شما می دهم و نه سن و قیافه شما. گفت طبیعی است. پرسیدم اگر صرفا برای دیدن من و گرفتن ویزا آمده اید پس چرا آرایش کرده اید؟! جا خورد. گفتم ممکن است دلیل آرایش خود را بیان کنید. مانده بود چه جواب بدهد. برایش فلسفه حجاب در اسلام را گفتم و اینکه در اسلام جذابیت فیزیکی زن نباید یک ارزش اجتماعی باشد بلکه صرفا یک ارزش زناشویی است. زنان در اسلام برای خود ارزش والایی قائلند و حاضر نیستند بدن خود را برای جلب نظر مردان در جامعه به نمایش بگذارند و لباس ها و آرایش های تحریک آمیز داشته باشند. ما نمایش بدن زنان را برای تبلیغ کالا توهین به شخصیت وی می دانیم و ارزش زن به ایمان و عمل صالح و قلم او و نقش مادری او است و نه اندازه دور کمر و قد و وزن و رنگ پوست و مدل بینی او. حجاب در حقیقت برای حفظ حرمت زنان و نشانه اتکای به نفس و عدم احساس کمبود در آنان است. قدری تحت تاثیر این گفته ها بود و انتظار نداشت که این مطالب را از زبان جوان 26 ساله ای مثل من بشنود. سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک بود. او را برای شرکت در مراسم مذکور دعوت کردم. وی در مراسم شرکت کرد. موقع ورود هیچ آرایش نداشت. سلام کرد و ناخن های خود را نشان داد و گفت ببین نه در صورت و نه در دست آرایشی ندارم. این صرفا به خاطر تو است. از او تشکر کردم و دعوت کردم به جمع میهمانان بپیوندد
باسمه تعالی
یکی از موضوعاتی که غربیها در تبلیغ علیه اسلام و جوامع اسلامی بویژه ایران بر آن تمرکز کرده اند، وضعیت زن و حجاب در اسلام است. فهم فلسفه قوانین اسلامی برای آنها بسیار مشکل مینماید و این امر دلایلی چند دارد:
1- با فلسفه حجاب آشنایی ندارند.
2- تبلیغات گسترده دروغینی توسط رسانه های گروهی غرب در مورد وضعیت زن و حجاب در اسلام صورت میپذیرد.
3- وضعیت زنان در برخی از کشورهای اسلامی را که حکام آن عمدتا نیز دست نشانده خود آنها هستند را ملاک تبلیغ قرار داده و عملکرد زشت آنها با زنان را به عنوان دیدگاه اسلام معرفی مینمایند.
4- مشکلات زنان در جهان اسلام را بزرگ نمایی نموده و با روش های هنرمندانه تحریف میکنند.
5- عقب ماندگیهای جوامع اسلامی را که نتیجه اعمال نفوذ و سیاستهای خود آنها بوده و هست به اسلام نسبت میدهند.
6- اجازه طرح دیدگاه های اسلامی را به مسلمان و در حقیقت اجازه شناخت اسلام را به اتباع کشور خود نمی دهند.
همه اینها از موانع گرایش به اسلام و از عواملی است که عموماً مردم غرب تصور میکنند که راه نجات زنان مسلمان از وضعیتی که آنها اسفبار توصیف مینمایند، رهایی از اسلام و کشف حجاب میباشد.
لیکن وقتی حقایق برای آنها بویژه فلسفه حجاب در اسلام و حقوق و وظایف زنان نسبت به مردان، خانواده و جامعه مطرح میشود، به واقعیت پی برده و سریعاً جذب میگردند.
نگارنده بارها پس از شرح دیدگاه های اسلام با این عکس العمل زنان غربی مواجه شده که گفته اند که: " تا بحال میگفتیم بیچاره زنان مسلمان و حال میگوئیم بیچاره ما".
در مدت اقامتم در خارج صدها نفر بر اثر طرح دیدگاه اسلام در امور مختلف بویژه حقوق و وضعیت زنان در اسلام به دین مبین اسلام مشرف شده اند که تعداد قابل توجهی از آنها زنان تحصیلکرده، از جمله اساتید دانشگاه، معلمان، فمینیستها و زنان فعال اجتماعی، سیاسیون، خبرنگاران، دانشجویان و دانش آموزان بوده اند.
مقاله حاضر ارزیابی دیدگاه اسلام در مورد زن با نگاهی متفاوت از روش های جاری است که منجر به اثرگذاری در مخاطبان خارجی شده است.
این مباحث همچنین توسط نگارنده در کنفرانس های متعدد در دانشگاه ها و سایر مراکز در ایران مطرح شده و مورد استقبال شدید اساتید و دانشجویان بویژه زنان قرار گرفته است.
در قسمت پایانی سوالات چهار جوابی طراحی شده است تا احیاناً در مسابقات کتابخوانی مورد بهره برداری قرار بگیرد.
توجه شما را به این کتاب جلب نموده و کمال تشکر را از کسانی دارد که نظرات و نقدهای خویش را از طریق ایمیل ارسال دارند.
ضمناً نسخة دیچیتالی این کتاب به همراه طرح سوالات و جدول پاسخ ها را می توان از طریق سایت شخصی نگارنده دریافت نمود.
در نسخه دیجیتالی کتاب به منابع اصلی مطالب لینک دانده شده است و با یک کلیک می توان منبع اصلی را ملاحظه نمود.
محمد حسن قدیری ابیانه
بهمن 1390
بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است. مورّخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند، یاد می کنند.
دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ و عصر حجر نسبت می دهند. کتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، می نویسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می شود؛ و به این دلایل، عقیده عده ای که می گویند «مذهب» موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی و تکمیل آن بسیار موءثر بوده است.1
1. پوشش زن در یونان و روم باستان
دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین موءلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛ حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که بر جای مانده، حکایت می کند که زنان سر را می پوشانده، ولی صورت هایشان باز بوده است، و وقتی به بازار می رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند؛ خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص نمی شد.2
یکی از تاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است، می گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفّت و تقوا آراسته است.»3
همچنین درباره مردم یکی از قبائلی که نهصد سال قبل از میلاد زندگی می کرده اند، آمده است : «بالاتر از ارمینان و در کنار دریای سیاه، «سکّاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.»4
این مورّخ در جای دیگر می گوید: «زنان فقط در صورتی می توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند. 5
همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند: نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.6
شهید عبداللّه محمودی
«حجاب تو سنگر توست. تو از داخل حجاب، دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند».
سردار شهید رحیم آنجفی
«حفظ حجاب، همچون جهاد در راه خداست».
شهید محمدکریم غفرانی
«از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب، این لباس رزم را حافظ باشند».
شهید سیدمحمدتقی میرغفوریان
«خواهرم! همچون زینب باش و در سنگر حجابت به اسلام خدمت کن».
شهید محمدجواد نوبختی
«یک دختر نجیب، باید باحجاب باشد».
شهید صادق مهدی پور
«تو ای خواهرم، حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است».
شهید ابوالفضل سنگ تراشان
«شما خواهرانم و مادرانم، حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند».
شهید علی رضائیان
«مادرم، من با حجاب و عزت نفس و فداکاری شما رشد پیدا کردم».
شهید غلامرضا عسگری
«ای خواهرم، قبل از هر چیز، استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من».
شهید محسن جعفرزاده
«خواهران ما در حالی که چادر خود را محکم برگرفته اند و خود را همچون فاطمه و زینب علیهماالسلام حفظ می کنند، هدف دار در جامعه حاضر شده اند».
شهید محمدعلی رجایی
از روند گسترش حجاب در غرب به چه اندازه اطلاع دارید؟ آیا اسلام هراسی و قوانین محدود کننده حجاب در غرب، مانع از گسترش این فرهنگ اسلامی در غرب شده است؟
شکوفایی اسلام در غرب نمادهای مختلفی دارد که ازجمله آنها - گسترش حجاب در میان دختران و زنان غیر مسلمانانی که به اسلام روی میآورند، آنها به حجاب به عنوان یک عامل مهم در ایجاد امنیت روحی و روانی مینگرند، امنیتی که با پدیده برهنگی و بی بند و باری در غرب مورد تهدید قرار گرفته است.
از سوی دیگر، جریان رو به جلوی بیداری اسلامی نه تنها در کشورهای اسلامی و عرب منطقه و آفریقا همچون تونس، لیبی، آذربایجان و ... در احیای سنتهای اسلامی همچون عفاف و حجاب تأثیرات قابل توجهی داشته است، بلکه سبب توجه دیگر کشورها از جمله کشورهای غربی به خصوص نخبگان علمی این کشورها به سمت فرهنگ اسلامی از جمله حجاب و عفاف شده است.
اگر چه ماجرای روند گسترش حجاب از سالها قبل در غرب اتفاق افتاده است، لکن با توجه به بیداری اسلامی، افزایش پیشرفت کشورهای اسلامی در مسائل مختلف علمی اجتماعی و ...، پیروزی حزبالله لبنان در جنگ 33 روزه، افزایش اسلام هراسی، قوانین ضد اسلامی و ... گسترش فرهنگ عفاف حجاب از روند قابل توجهی برخوردار شده است که در این نوشتار به قسمتی از آن اشاره میشود.
تاریخچه اجمالی حجاب در غرب
شاید معنای حجاب اینگونه که در حال حاضر در عرف اطلاق میشود، در قرون گذشته تمدن غرب جایی نداشته باشد، لکن پوشاندن بدن و به خصوص موی سر از بدیهیات تاریخی غرب است[1]؛ بسیاری از زنان مسیحی در قرون گذشته، نه تنها در مراسم مذهبی اعم از دعا و یا رفتن به کلیسا بلکه به غیر از آن در طول زندگی معمول خود نیز از نقاب، پوشیه و یا به لفظ امروزی روسری (VEIL) برای پوشاندن موی سر خود استفاده میکردند.[2]این روند، اگر چه تا قرن هیجدهم، نوزدهم و بیست میلادی ادامه پیدا کرده است، لکن در طول این دوره دستخوش حوادثی نیز شده است؛ بنبار اسناد تاریخی و تصاویر موجود از شکل لباس
زنان غربی در این چند قرن، شکل حجاب چندین بار تغییر کرده است به خصوص بعد از دوره رنسانس.
به عنوان مثال، پوشیه یا همان روسری در قرن هجدهم تبدیل به کلاه شده است و میان زنان اختلاف بوجود آمده است که آیا باید حجاب موی سر فقط در مواقع دعا و ورود به کلیسا باشد، یا فرقی نمیکند در چه وضعیتی باشی و باید در همه حال موی سرت پوشیده باشد.
بعد از آن، در اوایل قرن 20، پوشش زنان تبدیل به کلاهی آویزان شده است که بیشتر در زنان روستایی و زنانی که در کلیسا خدمت میکردهاند، دیده شده است؛ در قرن نوزدهم میلادی تا اواسط این قرن، کلاه به عنوان یکی از وسایل تجملی در اروپا مورد استفاده زنان قرار میگرفته است لکن زنان اروپایی همواره در اماکن عمومی موی سر خود را با کلاه میپوشاندند.
آنچه از نظر جامعه شناسان غربی مورد نظر قرار گرفته است، فراموش شدن دلیل اصلی پوشش زنان در مواقع دعا و غیر از آن است، بنبا ر نظر این افراد، دلایل معنوی پشت سر آن وجود داشته است که در حال حاضر فراموش شده است[3].
به هر حال آنچه در دنیای امروز غرب وجود دارد، از آنچه که در تاریخ گذشته تمدن غرب وجود داشته است، فاصله پیدا کرده است.
افزایش گرایش زنان به اسلام و حجاب در غرب
اگر چه با توجه با تبیلغات منفی و همه جانبه غرب علیه اسلام و فرهنگ اسلامی، بسیاری از مردان و زنان غربی در ذهن خود، تصویر ترسناک و خطرناکی در ذهن خود ایجاد کردهاند، لکن در کنار تمام تبیلغات منفی غرب، روند گرایش و تمایل مردان به خصوص زنان غربی به اسلام و علی الخصوص به مسئله حجاب غیر قابل انکار است[4] به شکلی که بر اساس آمار مختلف، اسلام نسبت به دیگر ادیان در غرب رو به گسترش است و بیش از 150 درصد، افزایش یافته است[5].
پروفسور "مادلین زیلفی" استاد تاریخ خاورمیانه در دانشگاه مریلند درباره افزایش رروند تمایل قشر تحصیلکرده زنان در دانشگاههای آمریکایی میگوید: سرعت این روند مرا کنجکاو کرده است، من بارها این موضوع را در دانشکده دیدهام که اسلام به دختران هویت بخشیده است، اکنون دختران مسلمان با انگیزه قویتری در دین اسلام تحقیق میکنند و نسبت به اعتقاداتشان جدیت بیشتری دارند.
زیلفی همچنین میگوید: حجاب کلمهای است که معنای بسیار دارد، حجاب همیشه در داخل و خارج کشورهای اسلامی نماینده خیلی از چیزها از جمله یک بیانیه سیاسی محکم علیه فساد و بی بند و باری و یک عمل مذهبی عمیق شخصی بوده است؛ این موضوع به اصل اسلام برمیگردد؛ قرآن حجاب را در قالب لباس لازم شمرده است.[6]
گزارش مختصری از مبارزه غرب برای گسترش حجاب در جامعه
پس از حوادث یازده سپتامبر، صدور و تصویب قوانین ضد اسلامی در غرب و گسترش پدیده اسلام فوبیا وارد فاز جدیدی شده است و به دنبال آن حجاب که از ارکان اساسی ایمان زن مسلمان و سمبل عفاف وی محسوب میشود، در بعضی از کشورهای غربی با تهدیدها و مشکلات فراوانی روبرو است.
ممنوعیت حجاب در مدارس فرانسه
اولین بار تصویب قانون ممنوعیت حجاب در مدارس فرانسه سر و صدای زیادی ایجاد کرد[7]؛ مسلمانان فرانسه به عنوان بزرگترین جامعه مسلمان اروپا، از سال 2004 به موجب تصویب قانونی از داشتن حجاب در مدارس دولتی منع شدند. به موجب این قانون تحت عنوان طرح"ممنوعیت استفاده از نشانههای مذهبی در مدرسههای فرانسه"، استفاده از حجاب اسلامی در مدارس فرانسه رسماً غیرقانونی شد. پیش از آن نیز اغلب مدارس فرانسه به سختی به دانش آموزان خود اجازه میدادند با پوشش اسلامی در کلاسهای خود حاضر شوند.[8]
در شرایطی که تبعیت مسلمانان فرانسه از این قانون نشانه موجه بودن آن در نظر مسلمانان نیست، بسیاری از دختران مسلمان به واسطه این ممنوعیت برای تحصیل به کشورهای همسایه فرانسه سفر کرده یا در مدارس خصوصی حاضر میشوند تا بتوانند حجاب و هویت دینی خود را حفظ کنند.[9]
طرح قانون ممنوعیت حجاب در آمریکا
طرح ممنوعیت حجاب که برای اولین بار در اروپا و کشور فرانسه اجرا گردید، به سرعت در سطح جهان مثل آمریکا و حتی در کشورهایی مانند ترکیه که اکثریت آن را مسلمانان تشکیل میدهند، رواج یافت.
پیشنویس قانون ممنوعیت نمادهای دینی برای معلمان مدارس از جمله داشتن حجاب در ایالت اورگان آمریکا مطرح شده است.[10]
مجازات زندان برای زنان محجبه در بلژیک
براساس طرح پیشنهادی برخی نمایندگان پارلمان بلژیک، زنان محجبهای که از پوشیه یا نقاب در اماکن عمومی استفاده میکنند، مجرم شناخته شده و جریمه نقدی شده یا زندانی میشوند.
"کریستین دوفرانیه " عضو مجلس سنای بلژیک و رئیس فراکسیون جنبش اصلاح از ارائه طرحی قانونی به مجلس خبر داد که طبق آن، استفاده از حجاب پوشیه یا نقاب در این کشور جرم محسوب شود.
این نماینده پارلمان بلژیک با اشاره به اینکه پیشنهاد طرح این قانون در چارچوب سلامت عمومی و احترام به ارزشهای جامعه است، ادعا کرد: باید قانونی وجود داشته باشد که براساس آن هرکس از لباسی که موجب عدم شناخت و تشخیص هویتش در اماکن عمومی شود، مورد پیگرد قانونی قرار گیرد.[11]
براساس این قانون قرار است جریمه کسانی که پوشیه استفاده می کنند از 15 تا 25 یورو یا یک تا هفت روز زندان باشد.[12]
ممنوعیت حجاب در سوئیس، چهارمین کشور اروپایی در فرایند مقابله با حجاب
در کنار کشورهایی همچوم فرانسه، بلژیک و هلند در راستای ممنوعیت حجاب، کشور سوئیس نیز قرار میگیرد که عنوان چهارمین کشور اروپایی ممنوعیت نقاب و حجاب را به تصویب رساند. پارلمان سوئیس با 101 رای موافق در برابر 77 رای مخالف، نسبت به نداشتن تقاب در اماکن عمومی سوئیس رای داد که این امر باعث آزرده خاطر شدن مسلمانان شد.
این اقدام در زمانی اتخاذ شد که "اسکار فریسینگر" از قانونگذاران حزب راست گرای مردم در سوئیس ممنوعیت نقاب را به پارلمان ارائه داد و مدعی شد: در زمانی که عدم امنیت در خیابانهای ما رشد می کند مردم بیشتری چهره خود را پشت روبنده یا برقع پنهان می کنند باید جلوی نقاب را بگیریم.
اسلام هراسی و مقابله با حجاب، وسیله غرب برای زنده نگه داشتن لیبرال دموکراسی
یکی از علل برخورد غرب با مسلمانان و ایجاد محدودیت برای آنها در این جوامع، تبلیغ خطر مسلمانان و بزرگنمایی آن است؛ بر کسی پوشیده نیست که پس از حوادث خود ساخته یازده سپتامبر و متهم نمودن مسلمانان، محدودیت حقوق اقلیتهای اسلامی در کشورهای غربی رو به فزونی گذاشت. بخشی از منشأ اسلام هراسی به این دلیل است که وقتی مارکسیسم فرو میپاشد غرب باید برای حفظ یکپارچگی خود دشمن فرضی ترسیم کند، این نظریه هانتینگتون که برتری آمریکا در بحران و چالش معنا پیدا میکند، به منزله دکترین استمرار قدرت ایالات متحده آمریکا تلقی میشود. بنابر این باید پس از خلا رقیب شرقی آن جایگزینی معرفی شود که در این راستا پس از فروپاشی کمونیسم، اسلام را به عنوان دشمن فرضی جایگزین نمودند.
آنچه زمینه کشته شدن "مروه الشربینی " را در دادگاه درسدن آلمان به وجود آورد، نژادپرستی است که سراسر اروپا و آمریکا را فرا گرفته و در حقیقت علت اصلی اسلام ستیزی در غرب به شمار میرود.
حضرت آیت الله مظاهری اظهار داشتند: امام حسين«سلاماللهعليه» با وجود مشکلات و خطرات فراوان به کربلا آمدند تا عفّت و عصمت را زنده کنند، ما نيز بايد فضائل مهمّ حيا، عفّت و غيرت را در خانه و اجتماع و مخصوصاً براي زن و فرزندان خود زنده کنيم. همه بايد به حجاب و عفاف و مخصوصاً به چادر اهميّت بدهند. فساد اخلاقي، بي حجابي، بيعفتي و بيغيرتي بايد در جامعه ارادتمند به امام حسين«سلاماللهعليه»نباشد. معنا ندارد کسي خود را مريد امام حسين«سلاماللهعليه» بداند و به ايشان اظهار ارادت کند، امّا زن و فرزندان او بدحجاب و يا بي حجاب باشند!
زنان و دختراني که تا سرحدّ عشق، حضرت زهرا«سلاماللهعليها» را دوست دارند، امّا چادر سر کردن را سخت ميدانند، حتّي آن را بيارزش و خرافه قلمداد ميکنند، چگونه ميتوانند ادّعا کنند که محبّت حقيقي حضرت فاطمه«سلاماللهعليها» هستند؟ کار به جايي رسيده که گاهي دخترها از ازدواج با يک مرد باغيرت که زن چادري ميخواهد منصرف ميشوند، مبادا چادري شوند! يعني بين ازدواج و بيچادري، بيچادري را انتخاب ميکنند.
منبع:حوزه نیوز