نقل حدیث...
اشعب بن جابر، بسیار شوخ و لطیفه گو بود. وقتى پیر شد، او را ملامت كردند كه: «تو دیگر پیر شدهاى و وقت هزل گوئى و شوخى كردن تو گذشته است. حال دیگر نوبت توبه و انابه است. در این آخر عمر، مدتى هم مشغول شنیدن وعظ و حدیث باش.»
گفت: «به وَاللّه من حدیث هم شنیدهام.» گفتند: «اگر راست مىگویى، حدیثى نقل كن». گفت: «نافع بن بُدَیل از رسول خدا صلىاللهعلیهوآله برایم نقل كرد كه دو خصلت پسندیده است كه در هر كس باشد، سعادت دنیا و آخرت نصیب او مىگردد».
اهل مجلس كه خیلى خوششان آمده بود، شروع به «بهبه» و «چه چه» كردند و به او احسنت و آفرین گفتند؛ سپس از او خواستند كه ادامه حدیث را نقل كند. اشعب گفت: «یكى از خصلتها را نافع فراموش كرده بود و دیگرى را من از یاد بردهام.»
لطائف الطوائف، ص262
سلام علي آل ياسين